خانه » نقد کتاب » نقد کتاب اخلاق در مدیریت ورزشی تألیف سید محسن حسینی هرندی
GV-ads FFTabligh L-ads

نقد کتاب اخلاق در مدیریت ورزشی تألیف سید محسن حسینی هرندی

Print Friendly, PDF & Email

1395-5-

نویسنده: دکتر رضا شجیع

این روزها تمایل برای ورود به عرصه ورزش و قلم فرسایی در مورد آن از سوی صاحبان فکر و اندیشه در دیگر علوم تخصصی افزایش یافته است. فارغ از اینکه چنین تمایلی، زمینه را برای تضارب آرای متخصصین علوم میان رشته ای فراهم می نماید، گاهاً به طرح موضوعات و تولید محتوایی به دور از بنیان های عملی و حتی علمی مرتبط با ورزش منجر می شود. کتاب اخلاق در مدیریت ورزش تألیف جناب آقای سید محسن حسینی هرندی که توسط انتشارات قدس منتشر شده است، یکی از آثاری است که نیازمند نقدی جدی در این زمینه است.
پیش از نقدضروی است به این نکته اشاره کنم، حوزه اخلاق ورزشی حوزه ای بکر و با تألیفات محدود در حوزه نشر است (کمتر از انگشتان یک دست) و همین که مؤلف محترم، این حوزه را برای مطالعه و تدوین کتاب انتخاب کرده اند شایسته تقدیر است اما فراموش نکنیم این حوزه دارای حساسیت های خاصی است و پرداخت نادرست مفهوم نه تنها به پیچیدگی ها اضافه می کند بلکه تشخیص مرز درست از نادرست و همچنین خوب از بد که مهمترین هدف اخلاق است را با چالش مواجه کرده و در نهایت به برداشتی سطحی از مفهوم اخلاق آن هم در محیط رقابتی ورزش منجر می شود.

1- معلق میان اخلاق فردی و اخلاقی اجتماعی
مفهوم اخلاق فردی با اخلاق اجتماعی متفاوت است و کتاب هیچگاه میان این دو تمایز قائل نمی شود. در حالی که تمایز میان این دو برای ورود به موضوع اخلاق امری اجتناب ناپذیر است. اخلاق فردی یا (moral) به فضای فضیلت فردی و (ethic) به فضای ارزش های اجتماعی اشاره می کند. بنابراین بین صداقت یک مدیر که یک مفهوم قراردادی مبتنی بر ارزش های اجتماعی است با خستگی ناپذیر نبودن مدیر که یک ارزش فردی است تفاوت وجود دارد. بهترین مثال اینکه یک دزد هیچ گاه نمی تواند صادق باشد اما همان دزد می تواند انسان خستگی ناپذیری باشد. سراسر کتاب حاوی مطالبی است که این دو را گاهاً با هم یا به جای هم استفاده کرده است. مثلاً در جایی می گوید تصمیم گیری یک اصل اخلاقی برای مدیران ورزشی آن هم در سطح رفتاری است.

2- تعریف برای تعریف
کتاب خیلی زود وارد اصل مطلب می شود و در بخش هایی در حالی که قرار است اصول و قواعد اخلاقی توضیح داده شود از خود واژه «اخلاق» برای تشریح اصول اخلاقی استفاده می کند. به این جمله نویسنده در جایی که اصل اخلاقی تصمیم گیری را توضیح می دهد دقت کنید؛ «تصمیمات اگر غیر اخلاقی باشند، شالوده رفتاری باشگاه و سازمان به هم می ریزد». در اینجا غیر اخلاقی بودن چه مفهومی دارد؟ شالوده رفتاری به هم می ریزد، دقیقاً چه چیزی به هم می ریزد؟

3- تصمیم برای اخلاق
اخلاق به بایدها و نبایدهایی درونی فرد اشاره دارد که بر اساس آن، فرد بدون هیچگونه فشار بیرونی و بر پایه آگاهی های اخلاقی و همچنین تکیه بر وجدان فردی، نسبت به انتخاب مسیر درست یا انجام کار خوب اقدام می کند و بدون تردید این کار نیازمند تصمیم است. تصمیم گیری اخلاقی مقدمه رفتار اخلاقی است و اگر چنین نباشد عملاً هر رفتاری را می توان رفتار اخلاقی قلمداد کرد. بحث در اینجا بر سر درستی یا نادرستی یک تصمیم، یک رفتار، یک فرایند، یک برنامه و غیره است. موضوعی که کتاب باز هم نمی تواند تکلیفش را با آن روشن کند و انگار تمام ویژگی های مثبت یک مدیر نظیر برنامه ریزی، نظم، خستگی ناپذیری و غیره به عنوان ویژگی های اخلاقی او هم محسوب شده اند.

4-   تناقض ها
در فصل چهارم کتاب هنگامی که قرار است در مورد رفتار اخلاقی مدیران صحبت شود ، موضوع در بخش هایی مجدداً به حوزه تصمیم گیری باز می گردد مثلاٌ در جایی که در مورد مخاطب شناسی به عنوان مقدمات رفتار اخلاقی مدیران یاد می کند اظهار می دارد که؛ در هنگام تصمیم گیری و بیان مطالب به ظرفیت ها و توانایی های مخاطبان توجه نماید. متن کتاب حاوی صدها جمله کلی این چنینی است و مرتب میان فصول کتاب رفت و برگشت مفهومی به چشم می خورد. یا در جایی اشاره می کند که مدیران برای کمال و رشد خود نیازمند فعالیت حرفه ای بر خدامحوری هستند. جمله ای زیبا که هیچ مفهوم خاصی را برای مخاطب تداعی نمی کند و فقط مفهوم اخلاق را برای او پیچیده و پیچیده تر می کند.

5- شفاف نبودن رابطه اخلاق و دین
با عنایت به اینکه نویسنده کتاب یکی از علمای برجسته حوزه و دانشگاه هستند، انتظار می رفت رابطه اخلاق و دین به خوبی تبیین شود تا گاهاً مفاهیم آن به جای یکدیگر تفسیر نشود. نویسنده در جایی که «ضعف ایمان» را به عنوان علت رفتار غیر اخلاقی مدیران بیان می کند، این سئوال در ذهن مخاطب ایجاد می شود؛ چگونه می توان دوز ایمان را در کارکنان افزایش داد و اساساً بر اساس این نگاه فراسازمانی، آیا امیدی برای تحول اخلاقی در مدیریت وجود دارد؟ نقش الگوهای موفق اخلاق سازمانی و همچنین کدهای اخلاقی در توسعه مدیریت اخلاقی در یک سازمان چیست؟ در فصل پنجم کتاب نویسنده اشاره می کند که ایمان سبب تقویت باورهای دینی و تقویت این باورها باعث ترک ناهنجاری های غیر اخلاقی می شوند. در حالی که کتاب به دنبال تبیین صحیح مسائل اخلاقی و غیر اخلاقی حوزه مدیریت ورزشی است، در بسیاری از موارد برای تشریح رفتارهای اخلاقی و غیر اخلاقی باز هم از واژه های اخلاقی و غیر اخلاقی استفاده می کند و از این رو در تعمیق سازی مفاهیم ناموفق است. 
به هر ترتیب کتاب اخلاق در مدیریت ورزشی، در نقطه ای تقریباً ثابت و تفسیری سطحی از اخلاق ورزشی در جا می زند و علی رغم علاقه مندی وافر نویسنده نسبت به موضوع که در جای جای کتاب موج می زند، عملاً نمی تواند تفسیری لذت بخش، ساده و کاربردی از اخلاق ورزشی ارایه دهد.

ساختار پیچیده، جداول متعدد، کلی گویی، فقدان تفسیر و تصویر، فقدان ارتباط مفهومی میان فصول، کتاب را شبیه یک خلاصه نویسی شلوغ برای آزمون تبدیل کرده و اگرچه احتمال مفید بودن آن برای مخاطب خاص وجود دارد اما برای مخاطب عام مانند وزنه ای است که توان بلند کردن آن وجود ندارد.

پی نوشت: نویسنده کتاب (حجت الاسلام و المسلمین سید محسن حسینی هرندی) از علاقه مندان به ورزش هستند و قلم فرسایی ایشان برای حوزه اخلاق ورزشی فرصتی مغتنم و ارزشمند محسوب می شود.
 

منبع: سایت دکتر رضا شجیع
  

 
اشتراک گذاری:
Share
  • لینک کوتاه : http://sportfa.ir/?p=14565
  • GV-ads FFTabligh L-ads

    همچنین بخوانید:

    سی و دومین دوماهنامه « مطالعات مدیریت ورزشی » منتشر شد.

    سی و دومین شماره دوماهنامه نشریه علمی- پژوهشی «مطالعات مدیریت ورزشی» از سوی واحد نشر …

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *